تبليغاتX
هبوط
هبوط
یادداشت های اندیشه
کوروش کبیر ، پیامبر رستاخیز ( فتوحات)

گفتیم که کورش کبیر سپاه خود را برای جنگ با ماد آماده کرد او برای نبرد با ماد تنها می بایست بر نیرو ها و سپاه کوچک خود متکی باشد . او کار متحد ساختن نیروها را از مدتها پیش آغاز کرده بود واقوام و قبائل مختلف را در جهت تحقق هدفش با هم به اتحاد رساند در میان این قبائل حتی غیر آریائی ها هم به چشم میآمدند

این قبائل هسته مرکزی پادشاهی کورش کبیر را تشکیل میدادند . در همین زمان بود که کورش شورای هفت اقلیم که از بزرگان ماد تشکیل میشد را بنیان نهاد او با این کار شورا را در حکومت خویش به عنوان یک اصل مطرح نمود . کورش کبیر با شکست دادن ماد اکباتان  یعنی پایتخت آنان را به دست آورد در فتح اکباتان توسط وی چند نکته قابل توجه است و آن اینکه کورش پس از تصرف اکباتان آنجا را به صورت مر کز بایگانی اسناد رسمی در آورد، کار گزاران ماد را در مقامهایشان ابقا کرد و فقط نماینده هائی از پارس به جمع آنها افزود . او رفتار جوانمردانه با اقوام مغلوب را سر لوحه کشور گشائی خویش کرده بود . هیچگاه شهری را به آتش نکشید و آثار تمدن منطقه ای را ویران نساخت و دست به کشتار مردم بی گناه نزد . در اکثرسر زمینها با حاکمان آنجا با احترام برخورد مینمود . هیچگاه به دین و مقدسات هیچ ملیتی توهین نکرد بلکه در برخی موارد فرصتی برای آنان فراهم آورد تا کیش خویش را باز سازی نمایند  . کورش پس از شکست ماد و فتح آشور و اورارتو و شرق آسیای صغیر به لیدیه رسید پادشاه لیدیه کروسوس امید وار بود بتواندلیدیه را حفظ کند . کورش با سیسیلی که می توانست با همکاری متحدانش فتح لیدیه را غیر ممکن سازد از در مصالحه بر آمد و با اطرافیان کروسوس هم تبانی کرد . سپس به کروسوس پیشنهاد کرد که سیادت ایران را بپذیرد و در عوض همچنان تاج و تخت خود را حفظ کند .  کروسوس پیشنهاد کورش را رد کرد . کورش هم طرحی ماهرانه ریخت و سپاه خود را در آشور جمع کرد . وی از دجله گذشت و در مسیر جاده شاهی به کا پا دوکیه که مرکز مهمی به لحاظ تجاری بو د رسید و آنجا را به تصرف در آورد . دو سپاه در کناره رود قزل ایر ماق با یکدیگر در گیر شدند که نتیجه ای به دنبال نداشت . کراسوس زیر فشار پارسها مجبور شد سواره نظام پر آوازه خود را وارد معر که کند اما کورش کاری کرد که نشانی از نبوغ و فن بالای جنگاوری وی  بود . کورش شتر سواران سپاه خویش را در مقابل سواره نظام کروسوس قرار داد اسب های سپاه لیدیه از هیبت حیوانی که تا بدان لحظه ندیده بودند از ترس از میدان کارزار خارج شدند . کراسوس برای حفظ جان خود به سارد پایتخت خود فرار کرد . این شهر هم به محاصره در آمد و تصرف شد . کراسوس در این جنگ کشته شد .

سپس نوبت به یونان رسید . کورش ابتدا از یونانیان خواست که به صورت مسالمت امیز تسلیم شوند اما به استثنای میلت هیچکدام قبول نکردند بنابراین کوروش همه آن شهر ها را با قدرت شمشیر یا حیله ویا طلا به تصرف درآورد .

بعد از آن کورش عازم مرز های شر قی شده هیرکانی ( گرگان) و پارت را متصرف شد و به پیش روی خویش در شرق ادامه داد . درنجیان و زرنگ ، مرو و بلخ را به امپراطوری اش ضمیمه کرد و از  آمودریا گذشته به سیر دریا رسید .

او سپاهش را دوباره به سمت غرب گسیل کرد ، اکنون نوبت بابل بود . نابونید پادشاه وقت بابل در سرزمین خود از پایگاه اجتماعی ضعیفی برخوردار بود عدم پشتیبانی از وی حتی در شاه زادگان و روحانیون هم به چشم می آمد . در متون مقدس یهودیان پیش بینی شده بود آنها به بردگی کشیده خواهند شد و انسانی بزرگ آنها را از اسارت نجات خواهد داد . یهودیان که در بابل به بردگی کشیده شده بودند حمله پارس ها  را پیش بینی میکردند و کورش را همان منجی وعده داده شدهمی نامیدند.

بابل بدون در گیری سقوط کرد . کورش با بابلیان هم همچون گذشته با بزرگمنشی رفتار کرد . او حتی در مرگ نابونید عزای عمومی اعلام کرده و مراسم باشکوهی برای وی ترتیب داد . بابلیان به وی نه به عنوان دشمن ویا فاتح بلکه به عنوان منجی نگاه می کردند و به او لقب شاه بابل ، شاه سرزمینها دادند.

کورش تمامی تندیسها و شمایل خدایان بابل را که توسط نابونید به پایتخت برده شده بود را به معابدشان بازگردانید . وی در مراسم عید نوروزبه سنت پادشاهان بابل ، دست بعل خدای بزرگ بابلیان را لمس می کند و قانونا و شرعا  در شمار پادشاهان بابل در میآید .

کورش در اولین سال ساطنت خود بر بابل دستور آزادی یهودیان را صادر میکند و به آنها اجازه میدهد به

 سر زمینشان باز گردند و معبد بیت المقدس را باز سازی کنند . همچنین دستور میدهد تمامی اموالی که از آنها در زمان نابونید گرفته شده بود را باز گردانند . در سال 537.ق.م یهودیان در کاروانی متشکل از چهل هزار نفر به سمت بیت المقدس حرکت می کنند و شروع به باز سازی آن می نمایند بدین ترتیب منجی موعود آنها را از بند اسارت می رهاند و تولدی دوباره به یهود می بخشد . یهود با باز سازی بدنه خویش به سمت شکوفائی گام بر میدارد و این را مدیون کورش کبیر است . اما یهودیان هم این قضیه را فراموش نکرده و احترامی

فوق العاده خاص برای وی قائلند آنها سالروز تولد کورش را جشن می گیرند ( در حالی که  حتی خیلی از ما  روز تولد وی را نمی دانیم ) آنها با گذشت چند هزار سال از این واقعه هنوز حق شناسی خود را به کورش نشان می دهند در حالی که در کتب تاریخ مدارس ما کورش فقط وفقط به عنوان کشور گشا معرفی میشد که توانسته ایران را گسترش دهد . به هر حال یهود ر ستاخیز خویش را مد یون کورش و بعد از او داریوش است

اما حمله صحرا گردان به مرز های شرقی کورش را وا میدارد عملیات نظامی علیه آنها را تعقیب کند . پس از سپردن کار جنگ تدارک جنگ با مصر را دید اما در جریان یک نبرد در میدان جنگ کشته شد پیکر وی را به پاسارگاد آورده و در مقبره ای  قرار دادند . کورش همواره در بین قومها و مللی که به متصرفاتش اضافه شده بودند به بزرگی یاد میشد . آنها هیچگاه به او به چشم متصرف نگاه نکردند. آنها او را رهبر خویش و مظهر برابری و برادری می دانستند. کورش پایه گذار حقوق بشر گردید و اولین پاد شاهی بود که محقق این امر خطیر شد و بعد ها کمتر حکومتی توانست انسانیت انسان را مراعات کند.

 ایران و ایرانی راستین تا جان در بدن دارد بزرگمنشی  کورش کبیر را از یاد نخواهد برد و او سوار بر اسب تاریخ تا همیشه هستی فاتح دلها خواهد بود . 

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 14:55  توسط علی احمدی  | 

 
business article