در مورد زمان به وجود آمدن آئین زروانی هم نظرات متفاوتی وجود دارد بعضی آن را به قبل از زرتشت نسبت میدهند و آن را آئینی اسطوره ای می دانند و برخی دیگر آن را به وجود آمده بعد از زرتشت معرفی میکنند و معتقدند که زروانیت در حقیقت از فرقه های زرتشتی است. البته در بین این دو دیدگاه دید اول که آن را به قبل از زرتشت نسبت میدهد مستند تر و منطقی تر به نظر میرسد .به طور مثال عقیده آرسی زنردرکتابی
که از آن یاد کردیم چنین است : (شواهد مربوط به وجود زروانیسم در قبل از دوران ساسانی به طور فاحش اندک و ناکافی است .درست است که نام زروان ممکن است از الواح مربوط به قرن دوازدهم قبل از میلاد اخذ گردیده باشد نامی که در آن za-ar-wa-an شباهت چشمگیری با خدایان ما دارد اما این مسئله به هیچ روی قانعمان نمی سازد تا نتیجه بگیریم که زروانیسم آن طور که ما می شناسیمش در آن عهد وجود داشته اما در عین حال باید خود را آماده پذیرش وجود زروان – خدا در دوره ای (=ازمنه ای) بسیار قدیمی و کهن
سازیم .)
مکتب زروان از ریشه ای کهن برخوردار است اما بلوغ فکری و فلسفی آن ظاهرا دردوران ساسانی بوده است .پیروان این مکتب پس از اسلام هم وجود داشته اند زروان در حقیقت خدای باستانی ایرانیان بوده و قدمت آن به زمانی قبل از زرتشت باز میگردد که البته بعد از زرتشت هم دسته ای از مردم به این دین پایبند ماندند .زروان (خدای زمان )خدای برتر ایرانیان و خدای غالب بوده است . اگر بخواهیم زروان را بهتر بشناسیم باید به تفکر زروانیان توجه خاصی داشته باشیم تا شناختمان کامل تر شود .
آئین زروان یک فلسفه خالص نیست مجموعه اندیشه های عمیق و فلسفی است که از اساطیر پوشیده شده .
در تفکر زروانی این چنین آمده است که زروان خدای اعظم و غالب است . زروان نه هزارو نهصدو نودو نه سال نیایش کرد تا صاحب پسری بشود اما اوصاحب پسر نشد پس فکر کرد که این کار فایده ای ندارد و قربانی کرد .اهریمن از ان شک که بر دلش نشست به وجود آمد و هرمز به واسطه قربانی کردن او. پس او صاحب دو پسر (اهریمن و هرمز) شد .زروانیان زروان را خداوند اعلی میدانند ومعتقدند که پیش از هر چیز وجود داشته وهر آن چه آفریده شده از اوست .هرمز و اهریمن از زمانه (زروان) پیدا شده اند . همچنین این تعبیر هم وجود دارد که زروان همسر داشته و هرمز و اهریمن در زهدان این مادر به وجود آمده اند اما این که همسر چه بوده و که بوده شبهات زیادی وجود دارد .در روایت دیگری چنین آمده که زروان دو جنسی بوده و هر دو پسر را در خود پدید آورده است . لازم به ذکر است که تعبیر پدر و پسر و یا امثال آن از تفکر اساطیری این ائین نشأت میابد و گر نه هرمز واهریمن و تمامی آفریدگان از ذات وی به وجود میایند .
زروان بعد از آن که از به وجود آمدن دو پسر اطلاع میابد به این فکر می افتد که هر کدام زودتر به دنیا
بیا یند به پادشاهی جهان برسد . هرمز به محل خروج نزدیکتر بود اما اهریمن حیله کرده و رهن مادرش را پاره کرده و به نزد پدر می آید تا پادشاهی را تصرف کند . زروان هم که از شرور بودن او آگاهی یافته بود او را طرد کرد و اهریمن را راند .او نیز از نزد وی رفته و جهان را تسخیر نمود قومی هم هرمز را به واسطه پاکی و خوبیش به پرور دگاری برگزیدند و به عبادت او پرداختند.
اما گروهی دیگر از زروانیان معتقدند که اهریمن در آسمان دور بود پس به واسطه حیله اسمان را شکافت و با همه سپاهیانش به زمین آمد پس روشنی با فرشتگانش گریختند و اهریمن او را تعقیب کرد تا این که او را در بهشت محاصره نمود و با او سه هزار سال جنگ کرد .پس فرشتگان میانجی گری کردند و هرمز و اهریمن با هم صلح کردند اما بین انها قراری بسته شد که چنین بود :
اهریمن و سپاهش مدت نه هزار سال در جایگاه روشنی باشد و بعد از آن هرمز به قلمرو خود باز گردد و پروردگار هم صلاح را در تحمل این عهد دانست تا موقعی که مدت مشخص شده به پایان برسد بنابراین مردم در سختی و بدی زندگی خواهند کرد تا زمان قرار به پایان برسد و اهریمن چنین شرط کرد که به او این امکان داده شود که بتواند آزادانه هر کاری که بخواهد بکند و در انجام بدی مختار باشد .
بنابراین اعتقاد زمان به وجود آمدن هستی از مبدأتا پایان دوازده هازار سال میباشد که روزی به پایان خواهد رسید و آن روز روزفرشگرد است و هرمز (روشنائی )دوباره بر قلمرو خود مسلط میشود (سه هزار سالی که هرمز و اهریمن در جنگ بودند و نه هزار سال بعدی که بین آن دو به عنوان زمان عهد مقرر شد این دوازده هزار سال را تشکیل میدهند ) در متون زرتشتی و پهلوی زروان با دو وجه زمان کرانه مند(زمان محدود که همان دوازده هزار سال جنگ بین اهریمن و هرمز است )و زمان بی کرانه (زمان نا محدود)معرفی میشود .زروان در اسطوره یاد شده همان زمان بی کرانه است .
برای درک بهتر می توان این متون زروانی را مطالعه نمود :
او آن است که هیچ مبدأ ندارد گرچه مبدأ همه چیزهاست. او وابسته به هیچ چیز نیست و تمام چیزها وابسته به اوست.
او بدون بن ودر عین حال خود اساس هر بنی است . به عنوان زمان ، جوهره اش تداوم و استمرار است و به عنوان فضا و مکان ، تمام آفرینش است که بدون آن آفرینش غیر ممکن بود .
او مبدأ آفرینش است ، او مطلق است ، او بوده وخواهد بود ، او بدون پیری ،نا میرا ، بی درد ، نپوسیدنی و زوال ناپذیر وآزاد از تعارض است و برای همیشه کسی نه قدرت دارد که هتک حرمت کند و نه این که قادر است او را از حا کمیت در قلمرو خودش محروم سازد . زروان به عنوان زمان وفضا بی کرانه است و هیچ چیز بی کرانه نیست مگر او .
در عین حال او محدود در مکان نبوده و در جوهره اش بدون رمز است و مکان و محلی نیست که تهی از او باشد . او همان است که بدون او از ازل هیچ چیز نیست . هیچ چیز نمی تواند بدون او و یا جدای از او باشد. اما مادامی که او بی کرانه است نمیتوان او را شناخت .
در مورد اهریمن تصور دیگری نیز وجود دارد وآن اینکه اهریمن در ظلمت بود و بر کنار از تسلط خداوند . اما با حیله خود را به روشنائی نزدیک کرد تا روشنائی را دید پس به شهریاری خدا در روشنائی وارد شد و آفات را با خود وارد کرد و خداوند این جهان را چون دامی آفرید و او را در آن گرفتار کرد واو نمیتواند به شهریاری خود بر گردد او در این زندان خواهد بود و مردم را دچار شر میکند . قدرت او روز به روز تحلیل میرود ودیگر برای او قوتی باقی نمی ماند و در روز رستاخیز شهریاری اش از بین میرود .
در متون زرتشتی آمده است که زروان مقدر میدارد تا کیومرث ، انسان راستکار و اولین پدر نژاد انسانی ، به مدت سی سال بعد از حمله و تهاجم موفقیت آمیز اهریمن بر جهان مادی بزید . در ایجا مراد از کیو مرث اولین انسانی است که خلق شده است یعنی آنچه که به عنوان آدم در اسلام مطرح است با عنوان کیومرث در آئین زروان مطرح میشود.