ایرانیان قدیم سه جشن ملی مهم داشتند : نوروز ، مهرگان وسده
نوروز جشن جشن ها و مهم ترین و بزر گترین جشن ایرانیان نام داشت . این جشن آنقدر اهمیت داشته و دارد که هنوز هم با همان آداب و رسوم و عادات برگزار می شود حتی بعد از ورود اسلام به ایران و تحت شعاع قرار گرفتن ایرانیان توسط اسلام و با وجود اعیاد مکرر اسلامی ،نوروز هنوز جایگاه خود را از دست نداده و به صورت رسمی بز گترین عید در ایران هر ساله بر گزار میشود .
اگر بخواهیم در مورد زمان پیدایش نوروز صحبت کنیم باید بگوئیم این جشن ملی قدمتی به اندازه عمر بشر دارد . اکثر مورخان این جشن بزرگ را به جمشید منسوب می دانند و حتی تعدادی معتقدند قبل از وی نیز نوروز گرامی داشته می شد . شاید جشنی با این قدمت در تاریخ وجود نداشته باشد که هنوز هم به طور فراگیروبا همان عادات امروزه هم برگزار میشود .
اما جمشید که بوده ودر چه زمانی ؟
حسن پیر نیا معتقد است موافق روایات بعد از مرگ مرد وزن اولی بر روی زمین تا 94 سال پادشاه یا حاکمی وجود نداشته است . بعد از 94 سال که از مرگ آن دو می گذرد هوشنگ به عنوان اولین پادشاه در تاریخ بشر حاکم میشود . هوشنگ از سلسله پیشدادیان و ایرانی است بنابراین قدیمی ترین سلسله شاهان داستانی موافق روایات سلسله پیشدادیان است .هوشنگ بر هفت کشور حکومت داشته و بر دیو ها مسلط بوده است .( باید یاد آور شویم صاحب نظران از جمله فردوسی بنیان جشن سده را مر بوط به زمان هوشنگ می دانند ).
اما جمشید سومین پادشاه پیشدادی و پسر یا نوه هوشنگ بوده است . با توجه به زمان زندگی جمشید میتوان به قدمت نوروز پی برد !! جمشید پس از هوشنگ و تهمورث بر تخت نشست . نام او در اصل جم می باشد که پسوند شید به معنای درخشنده به ان اضافه شده است . در زمان سلطنت او مردم در خوبی و خوشی زندگی می کردند و درد و رنج و گرسنگی و فقر و سختی وجود نداشت . گفته می شود اورمزد به او تکلیف کرد که آئین هرمزد پرستی را در میان مردم منتشر کند ولی چون اوضاع مساعد نبود رخصت گرفت تا این کار را انجام ندهد ( در آن زمان زرتشت هنوز به دنیا نیامده بود ) و این ماموریت برای زرتشت ذخیره گردید .
از چیز هائی که به جمشید نسبت داده میشود جامی است که در آن تمام عالم را می دیده است که امروزه با نام جام جم آن را می شناسیم.در ازمنه بعد از اعقاب جمشید رستم، پهلوان نامدار ایران به وجود آمد.جمشید بالاخره توسط ضحاک کشته شد .ضحاک توسط کاوه آهنگر شکست خورد و فریدون به پادشاهی رسید این واقعه در نیمه روز مهرگان انجام شد و به این ترتیب جشن مهرگان هم در زمان فریدون بنیان نهاده شد بنابراین جشن مهرگان به لحاظ قدمت بعد از نوروز واقع شده است .
اما برخی نویسندگان از جمله ابوریحان ، حمزه اصفهانی و خوارزمی افسانه پیدایش جشن نوروز را چنین بیان میکنند :
جم به دیوان فرمان داد که برای او تختی بسازند و دیوان چنین کردند . جمشید بر تخت نشته و دیوان در یک روز او را سوار بر تخت از دماوند به بابل بردند . مردم از دیدن پادشاهشان بر روی تخت در میان هوا که مانند خورشید می درخشید به شگفت آمدند و تصور کردند در یک زمان دو خورشید در آسمان است . این امر در روز اور مزد ( اولین روز ماه فر وردین ) واقع شد( فلسفه تخت جمشید ). جم در سیر عالم چون به
آذر بایجان رسید دستور داد برایش تختی بلند رو به مشرق درست کنند . تاج مرصعی بر سر نهاد و بر روی تخت نشست . همین که آفتاب طلوع کرد و پرتو آن بر تاج و تخت افتاد شعاعی در غایت روشنی پدید آمد که مردم از آن شادمان شدند و این روز را روز نو نامیدند و جشنی عظیم به پا کردند و از آن روز این رسم پیداشد.
در سال 534 پیش از میلاد کورش کبیر نوروز را به عنوان آئین ملی و رسمی ایرانیان اعلام کرد. و از این تاریخ نوروز مبدا سال قرار گرفت .
در این روز سال تحویل میشود یعنی خروج از برج ماهی ( اسفند ) و ورود به برج بره ( فر وردین ). ایرانیان شادی را از اورمزد و غم را متعلق به اهریمن میدانند . آنها معتقدند اور مزد شادی را در نوروز آفرید . زرتشت پیامبر ایرانی هم اولین معجزه اش خندیدن( به جای گریه ) به هنگام تولد بود .پس ایرانیان شاد بودن و شاد زیستن را اهورائی می دانند و این شادی در نوروز پدید می آید .
جشن نوروز در سیزده روز امروزه هم بر گزار می شود ایرانیان قدیم معتقد بودند حوادث بزر گی در نوروز واقع شده است که برخی از آنها عبارتند از : در نوروز در پیکر مردم جان و جنبش به وجود آمد ، ایران زمین پیدایش یافت ، نخستین جفت بشر ( مشی و مشیانه ) به وجود آمدند ، جمشید جهان را بی مرگ و مردمان را جوان کرد ، زر تشت در نوروز به دنیا آمد و در نوروز آ یین مز دیسنا را آشکار کرد ، کاوه آهنگر بر ضحاک قیام کرد و او راکشت ، در نوروز اورمزد اهریمن را از بین خواهد برد و نور بر تاریکی مسلط خواهد شد و ....
نوروزتان پیروز .